برای دنبال کردن کانال به حساب کاربری خود وارد شوید
ورود به حساب کاربری
X در کانال تلگرام ما عضو شوید
66
خاطره ای از دکتر جواد هیئت
شهریار زمانی که ازتبریز به تهران رفت چند ماهی در خانه دکترهیئت مهمان بود این قضیه به گوش همسرشاه، فرح رسید
فرح معاون خودرا پیش شهریارفرستاد که بعد از احترام فراوان گفته بود من نمیخواهم شهریار وخانواده اش به صورت دائمی درخانه ی دکترهیئت بماند وبه آنها زحمت دهند اگر استاد اجازه دهند برای او درتهران خانه ای فراهم کنیم
شهریارگفته بود
سلام من را به ملکه برسانید و بگویید من احتیاجی به خانه ندارم اگرملکه خواستار نشان دان لطف خود بر بنده هستند اجازه دهند تا دیوان من به زبان ترکی چاپ شود با فروش شعر های ترکی ام برای خود می توانم خانه ای بخرم

دریافت کد نمایش

کد ویدئو با موفقیت کپی شد

گزارش مشکل

نظرات

برای ارسال نظر باید به سایت ورود کنید و یا عضو شوید.