جعبه | سرویس اشتراک ویدیو

لیک گفتی گرچه میدانم سرت

۱ ماه پیش
۲۸
لیک گفتی گرچه می‌دانم سرت / زود هم پیدا کنش بر ظاهرت چون برآورد از میان جان خروش / اندر آمد بحر بخشایش به جوش در میان گریه خوابش در ربود / دید در خواب او که پیری رو نمود گفت ای شه مژده حاجاتت رواست / گر غریبی آیدت فردا زماست چونک آید او حکیمی حاذقست / صادقش دان کو امین و صادقست در علاجش سحر مطلق را ببین / در مزاجش قدرت حق را ببین چون رسید آن وعده‌گاه و روز شد / آفتاب از شرق اختر سوز شد بود اندر منظره شه منتظر / تا ببینند آنچه بنمودند سر دید شخصی فاضلی پرمایه‌ای / آفتابی در میان سایه‌ای می‌رسید از دور مانند هلال / نیست بود و هست بر شکل خیال نیستوش باشد خیال اندر روان / تو جهانی بر خیالی بین روان بر خیالی صلحشان و جنگشان / وزخیالی فخرشان و ننگشان آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مهرویان بستان خداست ... کانال مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی: @parchina دانلود سایر ویدئوها از سایت ای نهنگ: www.enahang.ir